محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

139

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

سرخ ، لسان العصافير ، شقاقل ، مغز چلغوزه ، قسطِ شيرين ، زنجبيل ، بهمن سفيد و سرخ ، فلفل سفيد ، دارفلفل و حلتيت طيّب ، از هر يك پنج مثقال ، با سه وزن ادويه عسل سرشته هر روز دو مثقال و نيم صبح و مثل آن شام تناول نمايند . [ 83 ] معجون حبّ القطن : جليل القدر و عظيم النفع است و از « جالينوس » است ، اعاده شهوت باه مىكند بعد از نوميدى و آواز را صاف مىكند و سدّه را مىگشايد و ضعف كليه و مثانه را زايل مىكند و جهت حرقت البول نافع است و سنگ گرده و مثانه رامى ريزاند و دشوراى نفس و ربو را نافع است . قدر شربت دو مثقال و قوتش تا سه سال باقى مىماند . صفت آن : حبّ القطن ، بيست مثقال ، دارچينى ، قرنفل ، حبّ الصنوبر و تخم انجره ، از هر يك پنج مثقال ؛ شقاقل و زنجبيل ، هر از يك ده مثقال ؛ دارشيشعان ، هفت مثقال ؛ قسط شيرين ، بزر كتان مقلو و مصطكى ، از هر يك چهار مثقال با سه وزن ادويه به عسل كف گرفته بسرشند . [ 84 ] معجون يد اللّه : جهت تفتيت حصات ، به غايت قوى است : خون بز - مسمى به يد اللّه - ، زجاج صاف سفيد محرق ، رماد عقرب ، رماد بيخ كلم بوته دار كه كرنب است ، رماد ارنب ، حجارة الاسفنج ، رماد پوست تخم مرغ كه جوجه از آن بيرون آمده باشد ، حجر اليهود ، صمغ جوز و وج ، از هر يك ، يك مثقال ؛ فطراساليون ، دوقو ، مشك طرامشيع ، صمغ عربى ، تخم خطمى و فلفل سياه ، از هر يك ، يك مثقال با عسل سرشته از يك مثقال تا سه مثقال با آب طبيخ خسك و نخود سياه بنوشند و رماد الارنب آن است كه خرگوش را ذبح كرده ، درست در ظرف خزفى گذاشته ، به گل حكمت گرفته ، در تون حمام يا تنورى گرم بگذارند تا بسوزد . [ 85 ] معجون از « ابن هبل » : جهت وجع الفؤاد و تقلب نفس كه از برودت باشد ، نافع و بسيار مقوّىّ معده است . صفت آن : گل سرخ ، فلفل ، زنجبيل ، دارفلفل ، زراوند طويل ، دارچينى و اسارون ، هر يك دو جزء ؛ مصطكى ، زرنباد ، فودنج و انيسون ، هر يك ، يك جزء ؛ جندبيدستر ، نيم جزء با يك وزن عسل و يك وزن شيرهء گلقند بسرشند و قدر شربتش دو مثقال . [ 86 ] معجون افسنتين : جهت درد معده و وجع الفؤاد كه از مواد سوداوى باشد ، به غايت نافع است .